الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

51

كفاية الأصول ( فارسى )

از دو حال خارج نيست : 1 - يا يك معناى عام و كلى است ، يعنى قابل صدق بر كثرين است . مثل : مفهوم كلى حيوان ، انسان ، رجل و . . . 2 - و يا يك معناى خاص و جزئى است كه تنها قابل صدق بر يك مصداق است . مثل : مفهوم محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، على عليه السّلام و . . . حال : هريك از دو صورت فوق خود داراى دو بخش است كه در مجموع چهار قسم تصوّر مىشود و يا به عبارت ديگر اقسام اربعهء عقليّهء وضع را شكل مىدهد . الف : آنجا كه معناى متصوّر عام و كلّى است ، واضع : يا لفظ را براى خود همان معناى كلى قرار مىدهد كه در اينجا ، وضع عام و موضوع له نيز عام است . اينكه مىگوييم وضع عام است ، يعنى : معناى مورد لحاظ كلى است و موضوع له عام يعنى لفظ نيز براى نفس كلى وضع شده است . مثل : هر اسم جنسى ، همچون حيوان ، جسم و جاهل ، عالم ، رجل ، مرئه و . . . و يا لفظ را براى افراد و مصاديق آن كلى وضع مىنمايد و نه خود كلى ، كه در اينجا وضع عام و موضوع له ، خاص است . مثل : اسماء اشاره و يا مثل حروف ، كه واضع در هنگام وضع مثلا مفهوم كلى ابتدائيّت را لحاظ مىكند و سپس كلمهء ( من ) را براى مصاديق آن يعنى : ابتداء سير از يك مكان و يا ابتداء كتابت و . . . وضع كرده است . ب : و آنجا كه معناى متصوّر توسط واضع ، خاصّ است : يا لفظ را در برابر خود همان معناى خاص و جزئى قرار مىدهد ، كه در اينجا ، وضع خاص و موضوع له نيز خاص است . مثل : اعلام اشخاص از قبيل : حسن ، حسين ، ذلك الكتاب ، هذا الكتاب و . . . و يا اينست كه : لفظ را براى حالت كلى و عام آن معناى متصوّر و جزئى قرار مىدهد كه در اينجا وضع خاص و موضوع له عام است . فى المثل : هيكل زيد را از آن جهت كه زيد است و داراى خصوصيت فرديه است لحاظ و تصور مىكند و لكن لفظ زيد و يا هر لفظ ديگرى را در مقابل كلى آن يعنى : انسان بما هو انسان و يا حيوان ناطق بما هو حيوان ناطق قرار مىدهد . * در كدام‌يك از اقسام اربعهء مذكور وضع ممكن و معقول است ؟ اقسام 1 ، 2 و 3 به اتفاق اصوليين امكان وضع دارند و لكن در قسم چهارم اختلاف است اما وضع :